سایت در حال بارگزاری کامل است . تا یک صلوات بفرستید سایت هم بالا آمده است ...
لطفا کمی صبر کنید ...

دانلود کلاه قرمزی 93 - قسمت هفتم


دانلود کلاه قرمزی 93 - قسمت ششم


دانلود کلاه قرمزی 93 - قسمت پنجم


دانلود کلاه قرمزی 93 - قسمت چهارم


دانلود کلاه قرمزی 93 - قسمت سوم


دانلود کلاه قرمزی 93 - قسمت دوم


دانلود کلاه قرمزی 93 - چهارشنبه سوری


معرفی سریال های دردسرساز سیما


خواستگاری عاشقانه پسر جوان از دختر روی پل


دانلود کنسرت خنده دار حسن ریوندی در برج میلاد


دانلود کلیپ دیدنی دختر تریال سوار


معرفی جراحی های ضروری برای زیبایی


عکس های جدید سریال پایتخت 3


10 خوراکی لازم برای سلامت بدن


عکس های جالب و دیدنی 92 – سری هشتاد و پنجم


شعر زیبای از تو دورم من - ابوالحسن وزیری


اثر سیگار کشیدن مادر باردار بر نوزاد


خواسته های اصلی زنان از مردان - مهم


مدل شال های بسیار جذاب برند Leto Collection


دانلود کلیپ تردستی جالب با لیوان


معرفی کاخ شیروان شاه در باکو


تمرینات ورزشی برای پیچ خوردگی مچ پا - سری اول


خواص شگفت انگیز خرما


راهنمای انتخاب همسر به کمک روایات


طراحی داخلی خانه با آینه - مدرن


سردرهای فراموش شده تهران +عکس
گلی فوق‌العاده زیبا با نام خونريز قلب +عکس
اضافه بار + عکس های جالب و دیدنی
داخل کابین انواع ماشین ها و جنگنده های نظامی +عکس
«مرقع اصناف» عهد قاجار +عکس
هنر فاضلابی در ژاپن! + عکس
آلبوم جنگ‌جهانی‌دوم؛ اشغال ایران (2)
راهکارهای برق اضطراری در صنعت IT
نکته های کوچیک 2
نکته های کوچیک
تیکه های خاص 4
تیپ زدن سگ و کودک مثل هم
اقایون مواظب باشن از این سوتیا ندن
شاهکار با مقوا +عکس
نبرد رستم و دیو سفید + عکس
رودخانه یانگ تسه به رنگ خون +عکس
برگزیدگان مسابقه عکاسی اسمیتسونیان
اهلی کردن عقاب ها در مغولستان +عکس
پشت سرم حرف بود ....
سکوت نهایی
نقاشی های گرافیکی و سه بعدی خیابانی
پرتره بازیگران در تابلوهای دختر 15 ساله
دستگیری مرد عاشق زباله
لحظه پرواز پرندگان / تصاویر
باران 8 میلیون گل گلبرگ / تصاویر

Upload Center

منوي سايت

عضويت سريع

نام کاربری :
نام اصلی:
ایمیل:
تایپ مجدد ایمیل:
رمز عبور:
تایپ مجدد رمز عبور:
 

تبلیغات حرفه ای

آمار كاربران

  خوش آمديد ميهمان
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 

پرامتياز ترين كاربران

برای مشاهده این بلوک باید در سایت عضو شوید و با اگر عضو هستید ، وارد یوزر خود شوید.

بهترين ارسال كننده ها

برای مشاهده این بلوک باید در سایت عضو شوید و با اگر عضو هستید ، وارد یوزر خود شوید.


http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

اون شب تمام وقت نشستم و نقشه کشیدم.بهترین راه این بود که یکراست برم سر اصل مطلب و بگم که هم قفس منم.افشین به من علاقه مند شده بود.از رفتارش و حرف هاش کاملا مشخص بود.درسته که خیلی از این بابت خوشحال بودم ولی دلهره بدی داشتم.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

_چشم.

مامان رفت و من و با دنیای خودم تنها گذاشت.فکرای خوم کم بود حرف هایی که مامان زد هم اضافه شد.دیگه مطمئن شده بودم که توی دل افشین جا خوش کردم.اون قدر ذوق زده بودم که تا صبح پلک روی هم نذاشتم.افشین شده بود تمام زندگیم،از صبح تا شب فکرش با من بود.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

اون شب تا صبح خوابم نبرد،همه اش به افشین فکر می کردم،به حرف هاش،نگاهش،حرکاتش،داشتم دیوونه می شدم،هرچی حظور افشین توی زندگیم پررنگ تر می شد کارم سخت تر می شد.دیگه مغزم گنجایش نداشت.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

اون شب شیفت داشتم،قبل از اینکه برم بیمارستان رفتم از فرودگاه ماشینم و برداشتم.صبح که از بیمارستان اومدم بیرون با رویا تماس گرفتم،ازم خواست که برم پیشش.وقتی رسیدم دیدم تنهاست.یکی،دو ساعت پیشش نشستم ولی از افشین خبری نشد،خونه بود،ماشینشو جلوی ساختمون دیده بودم.ناچارا برگشتم خونه،رویا من و رعنا رو برای آخر هفته دعوت کرد خونه اشون،دوره داشت،کلی از فال گرفتن رعنا برای دوشتاش تعریف کرده بود و اونا مشتاقانه می خواستن آخر هفته رعنا رو ببینن.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

وقتی آقای احتشام مرخص شد دسته گل زیبایی خریدم و رفتم عیادتش،آدرس رو قبلا از سپیده گرفته بودم.خونه فوق العاده زیبایی بود توی فرمانیه،وقتی وارد شدم اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد ماشین افشین بود که جلوی ساختمون پارک شده بود.خیلی خوشحال شدم که خونه اس.دلم براش تنگ شده بود،دو روز بود که ندیده بودمش،سپیده اومد توی حیاط استقبالم.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

با شروع شدن سال آخر دانشگاه درس هام خیلی سنگین تر شد.وقت سر خاروندن هم نداشتم.رعنا سه ماه حامله بود که بچه اش رو از دست داد.با این که آمادگی قبلی داشت ولی خیلی ضربه خورد.یکی،دو هفته خیلی پکر بود منتها خودشو جمع و جور کرد این بار مصمم تر از قبل به درمانش ادامه داد.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

زندگی پراز فراز و نشیب افشین ودردتنهایی که می کشید خیلی ناراحتم می کرد.هربارکه نامه اش رو می خوندم یا بهش فکر می کردم توی ذهنم هزار تا جمله صف می کشید،دلم می خواست ببینمش و این صفوف نامنظم افکارم رو سروسامونی بدم،حرف هایی که توی این چند سال توی خلوت و تنهایی ام به افشین گفتم رودررو بهش بگم،بگم که هیچ کس تا حالا نتونسته جلوی همه اتفاق ها رو بگیره.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

با نزدیک شدن امتحانات من و ستاره کمتر فرصت داشتیم به همدیگه برسیم،بیشتر مشغول درس هامون بودیم،هرچی جلوتر می رفتیم درس ها سنگین تر می شد.ستاره استعداد خیلی خوبی داشت،خیلی بهتر از من درس ها رو می فهمید،مهرداد و ستاره کمک خیلی خوبی برای من بودن،اکثرا سه تایی می نشستیم و درس می خوندیم چون بیشتر واحدهامون مثل هم بود.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

با نزدیک شدن امتحانات من و ستاره کمتر فرصت داشتیم به همدیگه برسیم،بیشتر مشغول درس هامون بودیم،هرچی جلوتر می رفتیم درس ها سنگین تر می شد.ستاره استعداد خیلی خوبی داشت،خیلی بهتر از من درس ها رو می فهمید،مهرداد و ستاره کمک خیلی خوبی برای من بودن،اکثرا سه تایی می نشستیم و درس می خوندیم چون بیشتر واحدهامون مثل هم بود.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

_سلام پدر،خسته نباشید،من در پارکینگ رو می بندم.

رفتم در پارکینگ و بستم و به حالت دو خودم رو بهپدر که بی توجه به داشت میرفت توی خونه رسوندم.

_پدر،مشب فرصت دارید تا یه کمی باهاتون حرف بزنم؟





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

ای کاش می توانستند                 ازآفتاب یاد بگیرند                               که بی دریغ باشند...

ستاره دقیقا یک ماه و سه روز تو آسایشگاه بستری بود.اواخر مرداد ماه بود که برای دیدن ستاره رفته بودم دکترش رو توی راهرو دیدم.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

تقریبا یه هفته به همین منوال گذشت.روزها می رفتم دنبال آقای حکمت،از اوضاع ستاره مطلع می شدم،غروب ها وقتی از آسایشگاه برمی گشتم وآقای حکمت رو می رسوندم اگه مهرداد هم بود یه دوری توی خیابون ها می زدیم،در غیر این صورت زود برمی گشتم خونه و تنهاییم رو با کتاب های شعرم تقسیم می کردم.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

_بهتره بری،دیدنت حالم رو بهم می زنه.نمی خوام جز پدرجونم کسی رو ببینم.می دونی افشین؟تو خیلی کنه ای.همچین خودتو به موش مردگی می زنی که هر کی ندونه خیال می کنه خیلی مظلومی.ازچشمم دور شو.فهمیدی یا داد بکشم؟





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

سریع نامه بعدی رو برداشتم،کار خاصی نداشتم که به خاطرش معطل کنم،اما نه،بهتر بود یه دوش می گرفتم برای آرامش اعصابم خوب بود.یه دوش آب گرم و یک لیوان بزرگ قهوه حسابی سرحالم کرد، نشستم روی راحتی و نامه بعدی رو برداشتم.





http://up.clip2ni.com/i/images/bbylidxcy7tspt84srp.jpg

پدرم دوباره آمپرش رفت بالا،سرخ شده بود،اون قدر که ترسیدم سکته کنه،رفتم و براش یه لیوان آب خنک آوردم،همون طوری جدی نشسته بود،با اخم،پک های عمیقی به پیپش می زد ودود رو با ولع می بلعید.