Gus Mears تاجر و یکی از علاقمندان به ورزش بود. در آن زمان لندن هیچ گاه نتوانسته بود تیمی در لیگ دسته اول انگلستان داشته باشد. Mears به پتانسیل وجود یک تیم فوتبال در یک زمین ورزشی قدیمی به نام Stamford Bridge(استمفورد بریج) پی برد. استمفورد بریج یک قطعه زمین باز در غرب لندن بود که او میخواست آنجا را بازسازی بکند.
اما وجود مشکلات بر سر راه و نیز پیشنهادهای وسوسه کننده ، Mears را تا مرز فروش این زمین و ترک رویایش پیش برد. Frederick Parker یکی از همکاران او و حامی پروژه ساختن استادیوم فوتبال ، سعی داشت تا Mears را از فروختن زمین منصرف بکند اما تلاشهایش ثمری نداشت. تا اینکه روزی وقتی Mears و Parker با هم در حال قدم زنی بودند ، سگ Mears ناگهان به Parker حمله کرد و دست او را گاز گرفت طوریکه دست او خونریزی کرد و درد عجیبی هم داشت. ولی عکس العمل Parker بعد از این عمل ، تنها تبسمی بر روی لب بود! ، Mears بعد از این اتفاق به گفتههای Parker اعتماد کرد و آنجا بود که Stamford Bridge دوباره جان گرفت!
در برنامه اولیه ، تاسیس باشگاه چلسی وجود نداشت بلکه Mears میخواست تا یک تیم فوتبال در ورزشگاهش تمرین بکند و بازیهایش را برگزار بکند. اما بر سر اختلافات مالی که با تیم فوتبال فولهام(Fulham) پیش آمد این تیم حاضر نشد که زمین کوچکترش یعنی Craven Cottage را ترک بکند. در نتیجه Mears تصمیم گرفت تا بر خلاف بقیه باشگاهها ، یک تیم برای استادیومش بسازد !
در روز دهم مارچ 1905 ، او جلسهای در کافه مقابل زمین که حال The Butcher's Hook نامیده میشود ، ترتیب داد تا نامی برای باشگاهش انتخاب بکند. Stamford Bridge FC و Kensington FC و London FC ، همگی نامهایی بودند که رد شدند و Chelsea FC در نهایت انتخاب شد.
John Tait Robertson اسکاتلندی اولین بازیکن/سرمربی باشگاه بود و سپس بقیه بازیکنان قرارداد بستند و تیم منتظر لیگی بود تا بتواند در آن شروع بکند. طبیعتا به خاطر محل باشگاه ، اولین انتخاب "لیگ جنوبی" بود اما مسئولانش تیم چلسی را به علت تازه تاسیس بودن به لیگ خود راه ندادند و چلسی مسیرش را به سمت "لیگ شمالی" تغییر داد.
در 29 ماه مِی 1905 در یک اقدام غیر منتظره ، Football League AGM تیم چلسی را برای بازی کردن در لیگ دسته دوم انتخاب کرد ! ، اینبار هم Parker در آن نقش داشت و چلسی تبدیل به اولین باشگاهی شد که حتی بدون خوردن پای بازیکنانش به توپ در مسابقات ، توانست به لیگ راه پیدا کند !
=================================سالهای 1905-1909
اولین ترکیب چلسی اولین بازی چلسی در مسابقات ، در 22 سپتامبر 1905 برگزار شد. در این بازی چلسی یک بر صفر مغلوب حریفش Stockport شد. اما زیاد طولی نکشید که باشگاه ارزشهای خودش را اثبات کرد و در پایان دومین فصل حضورش به لیگ دسته اول صعود کرد. در اولین فصل حضور چلسی و در بازی با منچستر یونایتد 67000 نفر به ورزشگاه آمدند که در نوع خود رکوردی محسوب میشد.
در روزهای آغازین ، ورزشگاه استمفورد بریج اغلب با تماشاگران پر میشد تا با طرفداران. این جذابیت که همه را به ورزشگاه میکشاند دلیلش عملی بود که به سنت باشگاه تبدیل شد: خریدن ستارههای فوتبال .
اولین دروازهبان چلسی ، Willie Foulke ، نکته بارزی در این تیم بود . این ملیپوش انگلیسی که لقبش "Fatty" بود ، 140 کیلوگرم وزن داشت !
از دیگران ستارگان چلسی در آن زمان میتوان به George Hilsdon با لقب 'Gatling Gun' اشاره کرد که در 6 فصل حضورش ، 108 گل به ثمر رساند. Jimmy Windridge نیز در اولین بازی خانگی توانست با زدن سه گل در بازی که چلسی 5 بر 1 هال سیتی(Hull City) را شکست داد ، اولین هت تریک تاریخ باشگاه را به نام خود ثبت بکند.
=================================
دَهه 1910
در بین این سالها چلسی به لیگ دسته دوم سقوط کرد اما بلافاصله مجددا به لیگ دسته اول صعود کرد. کسب رده هشتم بهترین نتیجه در مسابقات لیگ بود که در این 10 سال عاید باشگاه شد.
در حالیکه جنگ جهانی اول بر روی فوتبال سایه افکنده بود اما در ماههای آغازین جنگ ، چلسی توانست برای اولین بار به فینال FA Cup برسد. این بازی در استادیوم اُلد ترافورد(Old Trafford) شهر منچستر برگزار میشد و تحت شرایط آن زمان طرفداران چلسی نتوانستند خود را به محل برگزاری بازی برسانند. در این بازی چلسی با نتیجه 3 بر 0 بازی را به حریفش Sheffield United واگذار کرد.
=================================
دَهه 1920
در این سالها مسابقات FA Cup لحظات مهمی را هم برای چلسی و هم برای استادیوم استمفورد بریج رقم زدند. اگرچه Mears در سال 1912 چشم از دنیا بست اما رویای او با برگزاری سه فینال پیاپی FA Cup در استمفورد بریج به واقعیت پیوست. در سال 1923 و بعد از افتتاح استادیوم Wembley ، بازیهای فینال در آنجا برگزار شد.
چلسی در 1920 خیلی به این جام نزدیک شده بود اما در مرحله نیمه نهایی ، 3 بر 1 به تیم استون ویلا (Aston Villa) بازی را واگذار کرد و حذف شد.
در 1924 یکبار دیگر چلسی به دسته پایینتر سقوط کرد و در پایان فصل 1929 - 1930 دوباره به لیگ دسته اول بازگشت. در دهه 1920 بهترین مقام کسب شده توسط تیم چلسی در لیگ ، رده سوم جدول بود ، بعد از تیمهای وست برُم (West Brom) و دربی (Derby).
=================================دَهه 1930

با پدیدار شدن وحشت جنگ و رکود اقتصادی ، لندنیها میخواستند تا با دیدن فوتبال از اوقات فراغت محدودشان استفاده و مشکلات را فراموش بکنند. ارقام جمعیت حاضر در ورزشگاه همینطور زیاد میشد و در اُکتبر 1935 به اوج خود رسید. 82,905 نفر برای تماشای دیدار با آرسنال به ورزشگاه آمدند تا رکورد تماشاگران در استمفورد بریج شکسته بشود و تا به همین امروز این رکورد نه تنها برای ورزشگاه استمفورد بریج بلکه برای تعداد تماشاگران یک بازی در لیگ انگلستان ، پا برجا مانده است.
تعجبی نداشت که بازی با نتیجه مساوی به پایان رسید چون آرسنال یکی از بهترین تیمهای انگلستان در آن زمان بود و توانسته بود در سالهای آغازین دهه 1930 از پنچ فصل ، چهار بار به قهرمانی برسد !
فشارها بر روی چلسی به منظور توان رقابت کردن با تیمهای همشهری ادامه داشت تا اینکه در ابتدای دهه 1930 چلسی باز هم دست به خریدهای بزرگ زد و از این کار هیچ عبایی نداشت. سه مهاجم تیم ملی اسکاتلند به نامهای Alec Cheyne ، Alec Jackson و Hughie Gallacher با مبالغ زیادی به چلسی پیوستند. به عنوان مثال چلسی توانسته بود با مبلغ 10 هزار پوند ، Hughie Gallacher را از تیم نیوکسل (Newcastle) به باشگاه بیاورد که در زمان خودش رکوردی در نقل و انتقالات محسوب میشد !
متاسفانه در این سالها اوضاع برای چلسی خوب پیش نرفت و شکستهای متعددی بر جا ماند. برای مثال تیمهای بیرمنگهام(Birmingham) و دربی(Derby) هر کدام 6 بار و تیم آرسنال 5 بار دروازه چلسی را در استمفورد بریج گلباران کردند.
در مسابقات FA Cup سال 1923 با صعود به مرحله نیمه نهایی اوضاع چلسی کمی بهتر شد اما بازهم در مرحله نیمه نهایی با نتیجه 2 بر 1 در مقابل نیوکسل متوقف شد. این بازی به نوعی قرار گرفتن Gallacher در مقابل تیم سابقش بود ولی حتی تک گل او نیز مانع پیروزی نیوکسل نشد.
در این سالها غرور تیم بالا بود ولی روحیه تیمی در سطح پایینی قرار داشت. به طوریکه بعضی از ستارگان حتی در تمرینات تیم نیز حاضر نمیشدند. اگرچه عملکرد Gallacher با زدن 81 گل در 144 بازی امیدوار کننده بود ولی او بیشتر به خاطر بی انظباتیهایش در یادها ماند و بعد از سپری کردن 4 فصل از تیم جدا شد.
=================================
دَهه
0
زمان جنگ بعضی از بازیها کنسل میشد و تعدادی از بازیکنان نمیتوانستند برای تیمهایشان بازی بکنند. در

4 چلسی برای اولین بار در استادیوم ومبلی در فینال کاپ لیگ جنوب انگلستان به مصاف تیم چارلتون(Charlton) رفت و شکست خورد.
در پایان جنگ جهانی دوم ، استادیوم استمفورد بریج توانسته بود در میان بمبارانهای لندن سالم بماند. استادیوم 40 ساله در دهه

0 شاهد روزهای بزرگی بود. از بزرگترین روزها را میتوان به Dynamo Day اشاره کرد. لندنیها میخواستند هر چه زدوتر دوباره یک مسابقه فوتبال سطح بالا نگاه بکنند و چه رویدادی میتوانست بهتر از آمدن عجیب تیم روسی دینامو مسکو ، متحد انگلستان در جنگ جهانی دوم ، باشد. تیم دینامو مسکو میخواست توری در کشور انگلستان برگزار بکند و اولین بازیش در مقابل چلسی بود.
در زمان برگزاری این بازی ، گویی که تمام شهر میخواستند به ورزشگاه بیایند ! ، بادجههای بلیط با رکورد 74,496 نفر بسته شدند اما به دلیل نبودن موانع جلوگیری از ورود غیر قانونی ، معلوم نیست که واقعا چند نفر برای دیدن بازی به ورزشگاه امده بودند . تخمین زده میشد که مجموعا 100 هزار نفر برای دیدن بازی به استادیوم آمدند!
این بازی با نتیجه 3 بر 3 تمام شد و گل سوم را مهاجم جدید چلسی Tommy Lawton به ثمر رساند. بازیکنی سریع ، با شوتهای قدرتمند و مهارت سرزنی فوق العاده که در همان فصل اول حضورش در چلسی رکورد 26 گل در 34 بازی لیگ دسته اول را به جای گذاشت. مشکلات او با باشگاه منجر به جداییش بعد از 2 فصل شد. دو ماه بعد از جدایی Lawton ، باشگاه باز هم یک خرید بزرگ با رکورد 20 هزار پوند انجام داد و اینبار توانست Roy Bentley را از تیم نیوکسل به چلسی بیاورد. او در هر 8 فصل حضورش در باشگاه ، بهترین گلزن تیم شد.
=================================
دَهه 1950
باز هم نیمه نهایی FA Cup و باز هم شکست برای چلسی. تیم در سالهای 1950 و 1952 دو بار پیاپی در نیمه نهایی به آرسنال برخورد کرد و هر دو بار با شکست مواجه شد. بعد از شکست دوم چلسی در مقابل آرسنال ، Billy Birrell سرمربی چلسی بازنشست شد و Ted Drake به جای او گمارده شد.
Drake مهاجم سابق آرسنال و تیم ملی انگلستان بود و در دوران بازیکنیش مدالها و مقامهای زیادی کسب کرده بود. او در مقام سرمربی از تیم ردینگ(Reading) خود را مطرح کرده بود. Drake برنامههای تیم پایه را گسترش داد و مسئولیت استعدادیابی باشگاه را زیر نظر Birrell آغاز کرد ، تصمیمی که بعدها مربیان آینده از آن سود بردند.
پیشرفت در ابتدا کُند بود اما Drake با دانشی که از لیگهای دسته پایینتر کسب کرده بود ، شیوه جدیدی در استخدام بازیکنان جدید به کار گرفت. بازیکنانی که به سبب عملکردشان ارزش داشتند و باشگاه چلسی را دوست داشتند و نیز تشنه کسب قهرمانی بودند.
در نهایت چلسی در سال 1955 و در روز سِینت جورج(St. George's Day) ، در بازی یکی مانده به آخر خود در خانه و در مقابل تیم شفیلد وندزدی(Sheffield Wednesday) توانست برای اولین بار قهرمان لیگ دسته اول انگلستان بشود .
=================================
دَهه 1960
با نتایج ضعیف و کسب مقامهای ته جدولی ، دوران سرمربیگیری Ted Drake نیز به اتمام رسید. چلسی بار دیگر به دنبال سرمربی برای تیم بود و اینبار Tommy Docherty سی و سه ساله انتخاب شد. سیستم تیمهای پایه ای که Drake آن را گسترش داده بود و زیر نظر Birrell دنبال میشد ، به دوران ثمربخشی خود رسیده بود و Docherty (سرمربی جدید) از آن استفاده کرد.
در دهه 1960 بازیکنانی همچون Peter Bonetti, Ron Harris, Barry Bridges, Bobby Tambling و Terry Venables از تیمهای پایه به تیم اصلی راه یافتند که در میانشان بهترین گلزن ، یکی از با دوامترین مدافعین و یکی از بهترین دروازهبانان باشگاه ظهور کردند.
پیشرفت چلسی خوب بود به نوعی که تمام کردن لیگ در میان 5 رده اول جدول و حضور در سه نیمهنهایی جام FA Cup ، از نتایجش بود و در سال 1965 کسب سه جام در یک فصل(Treble) دور از دسترس نبود. در این سالها با شکست دادن تیم لستر سیتی(Leicester City) در فینال League Cup اولین قهرمانی در رقابتهای کاپ حذفی رقم خورد.
همچنین بعد از 12 سال برای اولین بار تیم به نیمهنهایی FA Cup راه یافته بود ولی در مقابل لیورپول متوقف شد. دومین نیمهنهاییهای پی در پی FA Cup نیز با شکست در مقابل تیم شفیلد (Sheffield Wednesday) سپری شد. اما در سومین نیمه نهایی اینبار چلسی به مصاف لیدز یونایتد (Leeds United) رفت و توانست با نتیجه 1 بر 0 این تیم را شکست بدهد و به فینال FA Cup راه بیاید.
در فینال FA Cup سال 1967 دو تیم چلسی و تاتنهام (Tottenham Hotspur) با هم روبرو شدند. این بازی با نتیجه 2 بر 1 به سود تاتنهام پایان یافت و چلسی باز هم از کسب جام ناموفق ماند. ضمن اینکه حضور دوبازیکن بزرگ اسبق چلسی ، Greaves و Venables در تاتنهام ، که به دلیل اختلاف با سرمربی باشگاه چلسی را ترک کرده بودند ، این شکست را تلخ تر کرد.
Docherty (سرمربی) که روابط ش با هیئت مدیره باشگاه مخصوصا بعد از فوت Joe Mears (برادر زاده Gus Mears بنیانگذار چلسی) تیره شده بود ، در نهایت از کار برکنار شد و کمک او Dave Sexton به سرمربیگری رسید.
=================================
دَهه 1970
در 1970 چلسی یکبار دیگر به فینال FA Cup رسید و اینبار در مقابل لیدز یونایتد (قهرمان لیگ و یکی از بهترین تیمهای آن زمان) قرار میگرفت. هر دو تیم میخواستند تا این جام را به خانه ببرند و بازی سخت و بزرگی در انتظار دو تیم بود.
در این بازی لیدز یونایتد دو بار پیش افتاد اما هر دو بار چلسی بازی را به تساوی کشاند. برای اولین بار در تاریخ برگزاری مسابقات در استادیوم ومبلی هیچ یک از دو تیم نتوانستند تیم دیگر را شکست بدهند و کار به تکرار بازی کشید ! ، تکرار بازی اینبار در ورزشگاه اُلدترافورد برگزار شد. اینبار هم چلسی عقب افتاد اما نه تنها بازی را به تساوی کشاند بلکه در وقتهای تلف شده توانست گل برتری را به لیدز بزند و بعد از سه فینال و هفت نیمه نهایی ، بالاخره FA Cup را برای اولین بار کسب کند. ضمن اینکه در آن فصل به مقام سوم لیگ دسته اول برای دومین بار در تاریخ باشگاه رسید.
با کسب این کاپ ، چلسی مجوز حضور در رقابتهای اروپایی را گرفت. منچستر سیتی را در نیمه نهایی تمام انگلیسی شکست داد و در فینال به مصاف رئال مادرید رفت. در فینال چلسی دو بار از رقیبش پیشی گرفت اما نتوانست نتیجه را حفظ بکند و بازی به تساوی کشید. در وقتهای اضافه نیز نتیجه مساوی حفظ شد و نتیجتا باید این مسابقه تکرار میشد. در بازی تکرار ، چلسی با تک گل تماشایی Dempsey حریفش را شکست داد تا اولین جام اروپایی را به خانه ببرد.
استادیوم استمفورد بریج دیگر قدیمی شده بود و نیاز به بازسازی داشت اما مشکلات مالی مانع از بازسازی آن شدند. یکسال بعد جایگاه شرقی جدید ساخته شد ولی بدهی 1.3 میلیون پوندی برای باشگاه در بر داشت. چهار سال بعد از موفقیت اروپایی متاسفانه یک سقوط به دسته دوم برای چلسی اتفاق افتاد ، ضمن اینکه باشگاه بیشتر از 3 میلیون پوند نیز بدهی داشت.
دو فصل بعد چلسی توانست به دسته اول بازگردد ولی دوباره به دسته دوم سقوط کرد. باشگاه مجبور شد برای رهایی از مشکلات مالی ستارهاش ، Wilkins ، را به منچستر یونایتد بفروشد.
=================================
دَهه 1980
زمان زیادی در دسته دوم گذشت و تماشاگران چلسی از تیم ناراضی بودند بطوریکه برای دربی شهر لندن در سال 1982 فقط 6,009 نفر به تماشای بازی آمدند. باشگاه وضعیتی بحرانی داشت. بازیکنان دستمزدهایشان را نگرفته بودند و بانک چکهای چلسی را نقد نمی کرد. از Ken Bates ، تاجری که قبلا در باشگاههای کوچک سرمایهگذاری کرده بود ، خواسته شد تا به باشگاه کمک کند. او باشگاه را خریداری کرد اما استادیوم دست کمپانی دیگری ماند.
فصل بعدی برای چلسی خوب نبود و تیم در آستانه سقوط به دسته سوم قرار گرفته بود که میتوانست برای باشگاه مهلک باشد ! ، اما توانست در دیدار با تیم بولتون(Bolton) که خودش در معرض سقوط بود ، پیروز بشود و در دسته دوم ماندگار شود. در فصل بعدی بازیکنانی زیادی از تیم جدا شدند و با بودجه کمی که وجود داشت ، John Neal (سرمربی) با تجربه باید جایگزینانی برای آنها پیدا میکرد.
6 بازیکن با کمترین پول ممکن به تیم پیوستند. اما تیم جدید خیلی زود جواب داد و در همان بازی ابتدایی با نتیجه 5 بر 0 حریف را مغلوب کرد. باشگاه روند صعودی خیلی خوبی پیدا کرد و توانست به دسته اول صعود بکند. اما این پیشرفت چندان طولی نکشید زیرا بیماری Neal را مجبور کرد تا از سرمربیگری استعفا بدهد. بعد از 4 سال حضور در دسته اول ، تیم به دسته دوم سقوط کرد اما آن بازیکنان با استعداد هنوز در تیم بودند. سرمربی بعدی Bobby Campbell بود که خوب نتیجه گرفت و تیم توانست با صعود به لیگ دسته اول ، مقام پنجم را بدست بیاورد.
نالایقی و کارهای مدیران سابق موجب شد تا مالکیت استمفورد بریج به دست شرکتهای ساختمانی بیفتد. نتیجتا یک جنگ طولانی فرسایشی به راه افتاد. میلیونها پوند که میتوانست برای به خدمت گرفتن بازیکنان خرج بشود ، صرف هزینههای دادگاه و مسایل حقوقی شد زیرا Bates (صاحب باشگاه) نمیخواست تا استادیوم را از دست بدهد.
=================================
دَهه 1990

در ابتدای دهه 90 منابع مالی برای خریدن بازیکنانی با قیمت بیش از یک میلیون پوند فراهم شد مانند Andy Townsend و Dennis Wise . اما فصل آتی زجر آور بود و تیم نتوانست از میانه جدول بالاتر بیاید و اغلب توسط تیمهای دسته پایینتر از رقابتهای کاپ حذف میشد.
هم Campbell و هم سرمربی بعدی ، Ian Porterfield ، نتوانستند زیاد در چلسی ماندگار بشوند. سرمربی بعدی ، Glenn Hoddle ، در 1993 بر روی نیمکت چلسی نشست. همزمان سود و درآمد باشگاه افزایش یافت و بازی تیم نیز پیشرفت کرد. در انتهای اولین فصل حضور Hoddle ، چلسی توانست به فینال FA Cup برسد اما با نتیجه 4 بر 0 مقابل منچستر یونایتد مغلوب شد. Hoddle در فصل بعدی توانست تیم را تا نیمه نهایی رقابتهای European Cup برساند اما پیشرفتهای بزرگتر در تابستان اتفاق افتادند.
چلسی توانسته بود تا استادیوم استمفورد بریج را نگه دارد و بودجه خوبی هم برای باشگاه موجود بود. بازیکن مطرحی نیاز بود تا چلسی فصل بعد را با او شروع بکنند و Hoddle توانست اسطوره هلندی ، رود گولیت(Ruud Gullit) را قانع بکند تا ایتالیا را به مقصد لندن ترک بکند. اقدام بعدی خرید مارک هیوجز(Mark Hughes) مهاجم منچستر یونایتد بود. در ادامه Dan Petrescu ملیپوش رومانیایی نیز خریداری شد.
فقط یک فصل کافی بود تا روود گولیت به عنوان بهترین بازیکن چلسی انتخاب بشود ! و وقتیکه Hoddle برای سرمربیگری تیم ملی انگلستان از چلسی جدا شد هیچکسی مناسبتر از بهترین بازیکن اسبق جهان ، روود گولیت ، برای جایگزینیش وجود نداشت.
گولیت با تجربه اروپایی و ارتباطهایی که داشت توانست ابتدا مهاجم مشهور ایتالیایی جیانلوکا ویالی (Gianluca Vialli) و سپس هافبک ملیپوش ایتالیایی دی ماتئو (Roberto Di Matteo) و فرانک لبوف (Frank Leboeuf) را به چلسی بیاورد. یکی دیگر از سوپر استار های لیگ سری آ ایتالیا ، جیان فرانکو زولا (Gianfranco Zola) چند ماه بعد به تیم پیوست.
چلسی توانست بار دیگر به فینال FA Cup برسد اما اینبار آماده بود. دی ماتئو فقط 43 ثانیه زمان نیاز داشت تا دروازه حریف را باز بکند و رکوردی در ورزشگاه ومبلی به عنوان سریعترین گل بر جا بگذارد. در ادامه Eddie Newton نیز دروازه تیم حریف یعنی میدلزبرو (Middlesbrough) را برای بار دوم باز کرد تا چلسی با اقتدار به قهرمانی FA Cup برسد.
چلسی باز هم در تابستان به دنبال قویتر شدن بود و روود گولیت ، پنج بازیکن با نامهای Gustavo Poyet -- توره آندره فلو (Tore Andre Flo) -- بابایارو (Celestine Babayaro) -- لی ساکس (Graeme Le Saux) و دروازبان Ed de Goey را به تیم اضافه کرد.
فصل بعد نیز رویایی بود اما روود گولیت بر سر قرارداد جدیدش به توافق نرسید و در اوایل 1998 ویالی (Vialli) جایگزین او شد. سه ماه بعد ویالی توانسته بود دو قهرمانی بدست بیاورد. شکست دادن میدلزبرو در فینال Coca Cola Cup و کسب European Cup Winners در برابر تیم اشتوتگارت (Stuttgart) .
در تابستان پیشرو ، فرانک لبوف با تیمملی فرانسه توانست قهرمان جامجهانی 1998 بشود و هم تیمی او مارسل دزااییلی (Marcel Desailly) نیز با چلسی قرارداد بست.
چلسی در فینال سوپر کاپ اروپا در موناکو باز هم توانست رئال مادرید را برای دومین بار از سال 1971 شکست بدهد.
=================================
سال 2000 به بعد
کسب جایگاه سومی در فصل 1999/2000 به معنای کسب مجوز اولین حضور چلسی در رقابتهای لیگ قهرمانان (Champions League) بود و چلسی نیز نشان داد در این مسابقات خوب میدرخشد زیرا اولین تیم انگلیسی بود که در اولین حضورش در لیگ قهرمانان توانست به مرحله حذفی برسد.
از اتفاقات آن دوره میتوان به گل تساوی دِنیس وایز (Dennis Wise) در ورزشگاه سن سیرو و پیروزی 5 بر 0 برابر گالاتاستارای در ترکیه و شکست دادن بارسلونا با نتیجه 3 بر 1 در استمفورد بریج ، اشاره کرد. همچنین چلسی در آخرین فینال برگزار شده در استادیوم "ویمبلدون قدیم" حضور داشت و در برابر استون ویلا (Aston Villa) ، قرار گرفت. اینبار نوبت استون ویلا بود تا با گل دی ماتئو شکست بخورد !
20 بعد از بحران مالی باشگاه ، چلسی Jimmy Floyd Hasselbaink را با مبلغ 15 میلیون پوند به خدمت گرفت تا با رکورد نقل و انتقالات لیگ انگلستان برابری کند. اولین گل این بازیکن در اولین بازیش موجب شد تا چلسی قهرمان Charity Shield بشود و بتواند در 3 سال ، 6 جام بدست بیاورد.
در پشتپرده ، همه چیز به خوبی پیش نمیرفت و ویالی(سرمربی) با تعداد زیاد بازیکنان و ترنسفرهایی که به خوبی در تیم جواب نداده بودند ، دچار مشکل شده بود. میانگین سنی تیم بالا رفته بود و احتیاج به بازسازی فوری داشت. باشگاه تصمیم گرفت به دنبال فرد دیگری باشد که این موقعیت را بهتر ببیند.
کلودیو رانیری (Claudio Ranieri) سکان تیم را بر دست میگیرد
کلودیو رانیری ایتالیایی که قبل از آن هدایت فیورنتینا و والنسیا را تجربه کرده بود ، به عنوان سرمربی جدید انتخاب شد. در اولین فصل حضورش چلسی برای پنجمین بار متوالی توانست به رقابتهای اروپایی راه پیدا کند.
Hasselbaink با 23 گل توانست کفش طلایی لیگ برتر را کسب بکند و نامش را در میان فورواردهای سابق چلسی که این مقام را کسب کرده بودند ، ثبت کند. ( Hilsdon, Bentley, Greaves, Osgood , Dixon)
رانیری کار نقل و انتقالش را با فروختن Wise, Poyet و Leboeuf آغاز کرد. او با صرف 42 میلیون پوند ویلیام گالاس (William Gallas -- مدافع) ، فرانک لمپارد (Frank Lampard -- هافبک) ، امانوئل پتیت (Emmanuel Petit) ، جوکانوویچ (Slavisa Jokanovic) ، جسپر گرانکجائر (Jesper Gronkjaer) و زندن (Boudewijn Zenden) ، را خریداری کرد.
در آغاز فصل 2001/02 استادیوم جدید استمفورد بریج ، تکمیل و حاضر شد. در طی 12 سال چلسی توانسته بود در دربیهای شهر لندن رکورد شکست ناپذیریش را حفظ بکند اما در ژانویه 2002 تیم تاتنهام در نیمه نهایی League Cup با نتیجه سنگین 5 بر 1 ، چلسی را شکست داد. شش هفته بعد و در رقابتهای FA Cup ، چلسی توانست با شکست دادن 4 بر 0 تیم تاتنهام ، انتقام شکست قبلی را بگیرد.
حضور چلسی در فینال کاپهای مختلف و بودن در جمع 6 تیم بالای جدول ، یک مسئله رایج و معمولی برای چلسی شده بود ولی بدهیهای مضاعف شده باشگاه در ساختن دوباره ترکیب تیم و ساختن استادیوم جدید و هتل و مجموعه تفریحی ، باعث نگرانیهایی شده بود. پیروزی در بازی پایانی فصل 2001/02 در مقابل لیورپول و صعود به مسابقات لیگ قهرمانان اروپا (Champions League) تا حدودی آرامش دهنده بود.
رومن آبراموویچ (Roman Abramovich) صاحب جدید باشگاه
با وجود صعود به لیگ قهرمانان اروپا ، سنگینی بدهیها باشگاه را ملزم به پذیرش سرمایهگذاریهای جدید کرد و در دوم جولای 2003 ، رومن آبراموویچ ، چلسی را خریداری کرد. آبراموویچ تنها با 36 سال سن ، میلیاردر روسی بود که در انگلستان چندان شناخته شده نبود.
اخبار حاصل از خرید چلسی توسط آبراموویچ در ابتدا ابهامهایی به وجود آورده بود. در مورد اینکه آیا بازیکنان جدید خریداری خواهند شد؟ آیا سرمربی تغییر خواهد کرد؟ و یا اینکه آیا جیان فرانکو زولا در چلسی باقی خواهد ماند یا خیر .
در آن بودجه برای امضای قرارداد جدید با زولا ی 37 ساله فراهم نبود و زولا هم قول بازی را در سرزمین مادری ش Sardinia داده بود. در این هفتهها مشهورترین بازیکن چلسی در جهان ، از تیم جدا شد.
خیلی زود مسیر باشگاه مشخص شد و آبراموویچ یکی از بزرگترین خرجهای تاریخ فوتبال را انجام داد. استعدادهای جوان انگلیسی گِلن جانسون (Glen Johnson) ، وین بریج (Wayne Bridge) و جو کول (Joe Cole) خریداری شدند. از خریدهای دیگری که از لیگ برتر انجام شدند میتوان به جرمی (Gérémi) ، خوآن سباستین ورون (Juan Sebastián Veròn) و دِمین داف (Damien Duff) اشاره کرد که دمین داف با رکورد 17 میلیون پوند به چلسی پیوست. از لیگ سری آ ایتالیا نیز آدریان موتو (Adrian Mutu) و هرنان کرسپو (Hernán Crespo) خریداری شدند و آخرین خرید چلسی کلود ماکلله (Claude Makelele) بود. بیش از 100 میلیون پوند برای به خدمت گرفتن بازیکنان جدید مصرف شد و آبراموویچ بار دیگر باشگاه را خصوصی کرد.
عصر جدید چلسی با پیروزی در ورزشگاه آنفیلد بعد از 11 سال ، در بازی ابتدایی لیگ برتر ، شروع شد. در نوامبر 2003 دو پیروزی شاخص در برابر لاتزیو با نتیجه 4 بر 0 در شهر رُم و بعد شکست دادن منچستر یونایتد و صعود به صدر جدول ، بدست آمد. در مرحله حذفی لیگ قهرمانان چلسی توانست تیم آرسنال را در ورزشگاه Highbury شکست بدهد. اما تیم موناکو با سرمربیگری دیدر دشام (Didier Deschamp) بازیکن اسبق چلسی ، مانع از رسیدن چلسی به فینال لیگ قهرمانان اروپا شد. در لیگ برتر انگلستان چلسی رده دوم جدول را کسب کرد.
ترکیب تیم زیر نظر رانیری تغییرات بسیاری کرد و تیم جوان تر نیز شد اما با سپری شدن 4 سال و کسب هیچ جامی ، باشگاه تصمیم گرفت تا دنبال فرد دیگری برای موفق کردن چلسی باشد.
جوزه مورینیو (Jose Mourinho) از راه میرسد
تنها در طی دو فصل متوالی ، جوزه مورینیو توانسته بود تیم پورتو را قهرمان یوفا کاپ اروپا(UEFA Cup) و لیگ قهرمانان اروپا(Champions League) و همچنین قهرمان لیگ پرتغال و قهرمان جامهای حذفی پرتغال ، بکند.
مورینیوی 41 ساله با اعتماد به نفس خاص خودش , دوباره میخواست تا تیم تقویت بشود. ملی پوشان پرتغالی نظیر پائولو فررا (Paulo Ferreira) ، ریکاردو کاروالهو (Ricardo Carvalho) و تیاگو (Tiago) راهی لندن شدند. همچنین دو عدد از با استعدادترین بازیکنان اروپا ، پیتر چک (Petr Cech) و آرین روبن (Arjen Robben) نیز به تیم ملحق شدند. سپس دیدیر دروگبا (Didier Drogba) با رکورد انتقال بیش از 20 میلیون پوند خریداری شد. کزمن (Mateja Kezman) دومین مهاجمی بود که با تیم قرارداد بست.
یکی از اولین کارهای مورینیو این بود که بازوبند کاپیتانی را به جان تری (John Terry) ، بهترین محصول آکادمی فوتبال چلسی در دو دهه اخیر ، واگذار کرد.
با پیروزی مقابل منچستر یونایتد ، لیگ برتر آغاز شد و در ماه نوامبر ، چلسی در صدر جدول بود و گمان نمیرفت که تیمی بتواند به صدر جدول برسد. چلسی با بهترین مجموع امتیازات و کمترین تعداد گل خورده در تاریخ رقابتهای لیگ انگلستان ، قهرمان لیگ برتر شد. جان تری به عنوان اولین بازیکن چلسی برنده جایزه PFA Player of the Year شد و فرانک لمپارد (هافبک) با 19 گل زده به عنوان بهترین فوتبالیست سال انتخاب شد.
چلسی با اینکه دوباره در لیگ قهرمانان اروپا نتیجه نگرفت (شکست در مقابل لیورپول در مرحله نیمه نهایی) اما توانست با قهرمانی در Carling Cup ، بهترین فصل در تاریخ باشگاه را رقم بزند. این افتخارات واقعا بهترین اتفاق برای جشن گرفتن صد(100) اُمین سالگرد تاسیس باشگاه بود.
مورینیو فردی نبود که به این موفقیتهای قانع بشود و سریعا دست به کار شد تا افتخارات بیشتری برای تیمش رقم بزند. با حمایت مالی از طرف باشگاه ، مایکل اسین (Michael Essien) با مبلغ زیادی از تیم لیون فرانسه به چلسی پیوست تا این بازیکن غنایی ، لقب گرانترین بازیکن افریقایی را بگیرد. شان رایت فیلیپس (Shaun Wright-Phillips) انگلیسی دیگر خرید بالای 20 میلیون پوند چلسی بود. ضمن اینکه دل هورنو (Asier Del Horno) اسپانیایی خریداری و هرنان کرسپو با اتمام دوران قرضیش ، به چلسی پیوستند.
انتظار برای کسب مقامهای بیشتر چندان طولی نکشید و آرسنال نزدیکترین رقیب فصل پیش چلسی در Community Shield و بازی ابتدایی فصل شکست خورد تا چلسی برای 9 پیروزی پیاپی در ابتدای فصل لیگ برتر ، شتاب بگیرد. این 9 پیروزی پیاپی شامل شکست دادن 4 بر 1 تیم لیورپول در آنفیلد نیز بود که بدترین شکست لیورپول در 35 سال اخیر بود.
رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا چندان روان پیش نرفت و چلسی توسط بارسلونا حذف شد تا بارسلونا انتقام حذف در مرحله حذفی لیگ قهرمانان سال قبلش را بگیرد. در لیگ برتر چلسی در اواخر فصل با شکست دادن 3 بر 0 تیم منچستر یونایتد(تیم رده دوم) به قهرمانی بیشتر نزدیک شد و در پایان توانست برای دومین سال متوالی قهرمان لیگ برتر انگلستان بشود.
چلسی به عنوان اولین تیم لندنی در تاریخ توانست تا دو قهرمانی پیدرپی در لیگ برتر را از 1930 ، بدست آورد. فرانک لمپارد به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب شد و توانست در نقش هافبک رکورد فوق العاده 20 گل زده را کسب بکند.
در تابستان 2006 ، گودجانسون (Eidur Gudjohnsen) ، ویلیام گالاس و دیمین داف از تیم جدا شدند و آندره شوچنکوو (Andriy Shevchenko) ، میشاییل بالاک (Michael Ballack) و اشلی (Ashley) به تیم پیوستند.
سومین فصل زیر نظر مورینیو متفاوت بود و بازیکنان اصلی تیم مانند پیتر چک ، جان تری ، کاروالهو و کودچینی مصدوم شدند تا مورینیو از آن زمان به عنوان فوتبال برای بقاء نام ببرد. لیگ قهرمانان در مرحله نیمه نهایی(باز هم در مقابل لیورپول) پایان پذیرفت اما قهرمانی Carling Cup در مقابل آرسنال و قهرمانی در FA Cup در مقابل منچستر یونایتد ، موجب شد تا چلسی برای اولینبار دو کاپ داخلی پیدرپی در یک فصل کسب بکند. دیدیر دروگبا با 33 گل یک فصل فوقالعاده را برای چلسی پشت سر گذاشت.
مورینیو برای چلسی تمام مقامهای فوتبال انگلستان را کسب کرد اما چند ماهی بیشتر از حضورش در چلسی باقی نمانده بود.
عصر مورینیو به پایان میرسد
در سپتامبر سال 2007 ، جوزه مورینیو ، موفقترین سرمربی تاریخ چلسی با یک توافق دو طرفه از تیم جدا شد. آورام گرانت (Avram Grant) که به عنوان مدیر فنی در تابستان به چلسی پیوسته بود ، به عنوان سرمربی جدید باشگاه انتخاب شد. فصل سختی در پیش بود. حذف از FA Cup با باخت متعجب کننده به بارنسلی (Barnsley) و عدم قهرمانی در لیگ برتر با وجود تلاش زیاد.
پیروزی در فینال لیگ قهرمانان میتوانست تمام ناکامیهای دیگر را به فراموشی بسپارد ولی با شانس بد و در ضربات پنالتی ، چلسی شکست خورد. آورام گرانت 3 روز بعد از تیم جدا شد و در ماه ژوئن ، لوئیس فیلیپ اسکولاری (Luis Filipe Scolari) جایگزین او شد.
با وجود شروع بسیار خوب ، در ادامه نتایج تیم افت کرد و سران باشگاه تصمیم گرفتند تا گاس هیدینک (Guus Hiddink) را تنها پس از 8 ماه جایگزین اسکولاری بکنند. زیر نظر هدینک چلسی دوباره توانست به فرم ایدهآل برگردد و با وجود اینکه عملکرد خوبی در بازیهای باقی مانده لیگ داشت ولی نتوانست به منچستر یونایتد برسد و با 83 امتیاز به مقام سوم رسید.
در لیگ قهرمانان ، چلسی در یک بازی به شدت جنجالی و با گل دقایق پایانی از بارسلونا شکست خورد اما بار دیگر مردان آبیپوش توانستند با قهرمانی در FA cup مقابل اورتون(Everton) شخصیت و کاراکتر تیم را نشان بدهند.
هدینک در مدت زمان کوتاهی بین بازیکنان و طرفداران چلسی محبوب شد اما او به قول خودش پایبند بود و کار اصلیش را که همان سرمربیگری تیم ملی روسیه بود ، ترک نکرد و از باشگاه جدا شد. در نتیجه چلسی بار دیگر در ابتدای فصل 2009/10 در جستجوی سرمربی گشت.
کارلو آنجلوتی (Carlo Ancelotti) سرمربی جدید چلسی
کارلو آنجلوتی خودش را به عنوان یکی از بهترین سرمربیان جهان به اثبات رسانده بود و توانسته بود در لیگ سری آ ایتالیا و لیگ قهرمانان اروپا هم به عنوان سرمربی و هم به عهنوان بازیکن به قهرمانی برسد.
او نه تنها برای چلسی قهرمانی آورد بلکه با ارائه یک فوتبال تهاجمی زیبا به این عناوین رسید. فعالیت در انگلستان برای او چالش بزرگی بود. به هر حال آنجلوتی توانست اولین قهرمانی چلسی در لیگ برتر را از سال 2006 ، با رکورد 103 گل زده ، به ارمغان بیاورد. در این فصل سه پیروزی با هفت گل و بازی پایانی با نتیجه عالی 8 بر 0 بدست آمد. چلسی یکبار دیگر به قهرمانی رسید و توانست با پیروزی در فینال FA Cup مقابل Portsmouth ، یک فصل عالی را سپری کند.