گفتگو با خدا....هرچه میخواهد دل تنگت بگو

گفتگو با خدا....هرچه میخواهد دل تنگت بگو

جمعه فروردين ماه 4, 1390 2:34 am
-babak-
مدير بازنشسته
مدير بازنشسته وضعیت : آفلاین

پست ها :6413
سن:23
محل سکونت:قفسی به نام بدن....
تعداد تشكر كرده : 7037 بار
تعداد تشكر شده : 8919 بار

*بسم الله الرحمن الرحیم*

این تاپیک نیایش های من و شما با خداست...پس دوست خوبم تنها خواننده نباش و تو هم این تاپیک رو اپ کن....
لطفا از دادن اسپم بیجا خودداری کنید...


همه ما پنهانی و در نهان ، دل گفته هایی با خدا داریم

کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است

آنچه در این پست می خوانید بخشی هایی از گفتگوهای “من و شما” با خداست:

همان خدا، همان خدای فراموش شده ای که به گاه بی کسی و درماندگی

سراغش را می گیریم … همان که هیچگاه ما را از یاد نمی*برد . . .

گفتم: خسته*ام

گفت: “لاتقنطوا من رحمة الله” از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/۵۳)

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: “فاذکرونی اذکرکم” منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: “و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا” تو چه می*دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳)

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: “واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله” کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/۱۰۹)

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده*ات هستم و ظرف صبرم کوچک است… یک اشاره* کنی تمامه!

گفت: “عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم” شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/۲۱۶)

گفتم: “انا عبدک الضعیف الذلیل…” اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: “ان الله بالناس لرئوف رحیم” خدا نسبت به همه*ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/۱۴۳)

گفتم: دلم گرفته

گفت: “بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا” (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/۵۸)

گفتم: اصلا بی*خیال! توکلت علی الله

گفت: “ان الله یحب المتوکلین” خدا آنهایی را که توکل می*کنند دوست دارد (آل عمران/۱۵۹)

گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!

گفت: “و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره” بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می*کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می*کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می*کنند (حج/۱۱)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می*کنم؛

گفت: “فانی قریب” من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می*شد به تو نزدیک بشوم

گفت: “و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال” هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)

گفتم: این هم توفیق می*خواهد!

گفت: “ألا تحبون ان یغفرالله لکم” دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲)

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: “و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه” پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰)

گفتم: با این همه گناه… آخر چه کاری می*توانم بکنم؟

گفت: “الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده” مگر نمی*دانید خداست که توبه را از بنده*هایش قبول می*کند؟! (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: “الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب”(ولی) خدا عزیز و دانا است، او آمرزنده*ی گناه هست و پذیرنده*ی توبه (غافر/۳)

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: “ان الله یغفر الذنوب جمیعا” خدا همه*ی گناه*ها را می*بخشد (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ بازهم مرا می*بخشی؟

گفت: “و من یغفر الذنوب الا الله” [چرا که نه!] به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی*دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می*زند؛ ذوبم می*کند؛ عاشق می*شوم! … توبه می*کنم

گفت: “ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین” [این را بدان که] خدا هم توبه*کننده*ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: “الهی و ربی من لی غیرک” ای خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو که را دارم؟

گفت: “الیس الله بکاف عبده” خدا برای بنده*اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می*توانم بکنم؟

گفت: “یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما” ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته*هایش بر شما درود و رحمت می*فرستند تا شما را از تاریکی*ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. ( احزاب/۴۲)

گفتم: هیچ کسی نمی*داند تو دلم چه می*گذرد

گفت: “ان الله یحول بین المرء و قلبه” خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/۲۴)

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

گفت: “نحن اقرب الیه من حبل الورید” ما از رگ گردن به انسان نزدیک*تریم (ق/۱۶)

با خودم گفتم:

خداوند!… خالق هستی!… با فرشته*هایش!… به ما درود می*فرستند تا هدایت شویم؟!

پس باید ثابت کنم که شایسته*ی سلام و درود عرشیانم

باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاک کنم          




این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسای توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .
Interview with god

گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? “God asked.”

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time “I said”

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

Go answered ….

خدا پاسخ داد …

That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود .

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

God’s hand took mine and we were silent for a while.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

And then I asked …

بعد پرسیدم …

As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد .

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

And to learn that I am here.

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

Always

همیشه



مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک****دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

برای نویسنده این مطلب -babak- تشکر کننده ها: 32
-kimia-, 0llli0, Jason_73, Mehdikhafan, MiLaD_fc55, NEGARjOON, Niillaaa, Nim1a, SDH, ace70, asatir_m, delaram22, dellkade, dooshize, dorfam, Esijoon, hastiii, jelf, jinjay0231, kimkim, klm78140, medium, mghb65, minoo_101, mosi_mj, new_man3, pl2222, sarvnaz_lovely, shayan1973, smemamian, sookot, taken

سلام و احوالپرسي
حضرت رقیه
ویدئو پروژکتور و کاربردهای آن
دستگاه حضور و غیاب BioLite Net
برد هوشمند
آموزش قدم به قدم دوربین های مدار بسته
هوشمند سازی ساختمان
دکوراسیون داخلی
دکوراسیون شیک و مدرن
دکوراسیون آشپزخانه
پنجره در دکوراسیون
طراحی مدرن
کمبود فضا در طراحی داخلی
معماری داخلی
طراحی داخلی
تاریخچه پیتزا در ایران
خنده بازار داغ هفته-6آبان
کف پارتی در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند - عکس
یک حرکت عجیب از "الناز شاکردوست" - تک عکس
عکس هایی از افتتاحیه گالری جواهرات علی دایی
بازار تونلی عجیب بهترین مکان برای خرید دو نفره !!
ویژگی های یک وکیل پایه یک خوب دادگستری
تفاوت حقوقی دعاوی خلع ید و تخلیه ید
عکس تمرینات سخت دختران نینجا در رشت !!
عکس های عاشقانه و دو نفره زن و شوهرهای ایرانی !!
معماری داخلی
دکوراسیون داخلی
طراحی داخلی
جوک های جدید شهریور سری دوم 93
سری جدید جوک های خنده دار شهریور ۹۳
استاتوس های طنز و خنده دار فیسبوک
تولد نوزادی عجیب الخلقه با هشت دست و پا !!
عکس بازیگر مشهور ایرانی در نقش خواننده هالیوودی !!!
40 نکته جالب در مورد حرم امام رضا علیه السلام
فک و فامیل داریم باحال و جالب !!! (طنز) شهریور ماه 93

Re: گفتگو با خدا....هرچه میخواهد دل تنگت بگو

چهارشنبه اسفند ماه 16, 1390 1:04 am
eshgh-mord
کاربر اخراج شده
کاربر اخراج شده وضعیت : آفلاین

پست ها :3471
سن:22
محل سکونت:آمل
تعداد تشكر كرده : 1801 بار
تعداد تشكر شده : 3427 بار

در انتظار کشوری سبز................................................waiting for the green country

Re: گفتگو با خدا....هرچه میخواهد دل تنگت بگو

پنج شنبه فروردين ماه 10, 1391 2:28 pm
0llli0
مدیر آزمایشی
مدیر آزمایشی وضعیت : آفلاین

پست ها :6444
سن:20
محل سکونت:0341
تعداد تشكر كرده : 5669 بار
تعداد تشكر شده : 3795 بار


Interview with god

گفتگو با خدا


I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.



So you would like to Interview me? "God asked."

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟



If you have the time "I said"

گفتم : اگر وقت داشته باشید.



God smiled

خدا لبخند زد



My time is eternity

وقت من ابدی است.



What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟



What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟



Go answered ....

خدا پاسخ داد ...



That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.



They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.



That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.



And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.



By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.



They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود.



Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.



That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.



And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.



And then I asked ...

بعد پرسیدم ...



As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟



God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.



To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.



What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد.



learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.



To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.



But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد



To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.



And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.



To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرند.



To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.



But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.



To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.



To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.



They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.



And to learn that I am here.

و یاد بگیرند که من اینجا هستم.
................................................................................................................................................................................................................................
کاربرانی که این نظر(پست) را تأیید یا رد کرده اند :
-babak-

Re: گفتگو با خدا....هرچه میخواهد دل تنگت بگو

پنج شنبه فروردين ماه 10, 1391 3:32 pm
mrs
مدیر آزمایشی
مدیر آزمایشی وضعیت : آفلاین

پست ها :4331
سن:39
محل سکونت:قفس جان
تعداد تشكر كرده : 778 بار
تعداد تشكر شده : 2113 بار
ممنون
مرده ایم و کسی نیست...
................................................................................................................................................................................................................................
کاربرانی که این نظر(پست) را تأیید یا رد کرده اند :
-babak-

Re: گفتگو با خدا....هرچه میخواهد دل تنگت بگو

سه شنبه فروردين ماه 14, 1391 2:40 am
iceflower65
مدیر آزمایشی
مدیر آزمایشی وضعیت : آفلاین

پست ها :15310
تعداد تشكر كرده : 10868 بار
تعداد تشكر شده : 12125 بار

خدایا ظهور امام زمان (عج ) رو نزدیک کن
همه عاشقا رو به عشقشون برسون
زمانه عجیبی است!

برخی مردمان امام گذشته را عاشقند، نه امام حاضر را

می دانی چرا؟

امام گذشته را هرگونه بخواهند تفسیر می کنند...

امام حاضر را، باید فرمان ببرند...

و کوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند



زیر بیرق ابا عبدالله سینه زدیم و نفهمیدیم اگر اب رو هم به رومون بستن باید دم نزنیم و از ولیمون دفاع کنیم. امان از بی بصیرتی


Re: گفتگو با خدا....هرچه میخواهد دل تنگت بگو

سه شنبه فروردين ماه 14, 1391 2:58 am
amir2l
کاربر پنج ستاره
کاربر پنج ستاره وضعیت : آفلاین

پست ها :690
تعداد تشكر كرده : 372 بار
تعداد تشكر شده : 164 بار
مرسی
خدایا...
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت،مرا شرمگین کرد!!!
چه کسی بهتر از تو....!

صفحه قبل >

بازگشت به کتابخانه الکترونیک

چه کسی حاضر است ؟

کاربران حاضر در این انجمن: بدون كاربران آنلاین و 1 مهمان